در یکی از روزهای زوج هفته به همراه همسرم ناچار شدیم مجوز ورود به طرح ترافیک را خریداری کنیم که بر اساس آن باید تا ساعت 10 صبح صبر می کردیم و بعد وارد محدوده طرح می شدیم. کمی زودتر از ساعت مورد نظر رسیدیم و نزدیک یکی از چهارراه های ورودی به طرح منتظر ماندیم تا راس ساعت مقرر به مسیر خود درون محدوده طرح زوج یا فرد ادامه دهیم. مشاهده خود را طی حدود 7 دقیقه نزدیک چهارراه مذکور با شما در میان می گذارم:
میانه چهارراه به وسیله گاردریل بسته شده و بنابراین شاید نتوان نام چهارراه را بر آن نهاد ولی با اغماض برای سهولت در گزارش از همین نام استفاده می کنم. ابتدای خیابان نبش چهارراه سمت راست یک بانک و سمت چپ یک سوپر مارکت قرار دارد. حدود 20 متر جلوتر در همان ابتدای خیابان تاکسی های خطی برای دو مسیر مختلف قرار دارند و رانندگان تاکسی ها دور هم نشسته و با صدای نسبتا بلند صحبت می کنند.
نفر اول: یک خودروی تندر 90 با یک راننده و یک سرنشین. فردی که در صندلی کناری راننده نشسته بود پیاده شد و در حالیکه به موبایلش نگاه می کرد با سرعت اتومبیل دقیقا پشت خودرو و پلاکش شروع به حرکت کرد و حدود 200 متر جلوتر خوردو ایستاد و فرد موبایل به دست سوار شد و رفتند
نفر دوم: یک سمند سفید با یک راننده و یک سرنشین، دقیقات ابتدای خیابان سرچهارراه، راننده از ماشین پیاده شد و بی آنکه به اطراف نگاهی کند اسپری کف را از صندوق عقب ماشین درآورد و روی پلاک پاشید و سوار شد و رفت.
نفر سوم: یک راننده پژوه 405 با یک راننده. راننده ابتدای خیابان پیاده شد و یک دستمال کاغذی برداشت و با بطری آب معدنی که در ماشین داشت خیس کرد و روی دو رقم آخر از سمت راست پلاک چسباند یک نفر از سوپر مارکت بیرون می آید و حرکت راننده پژوه را مشاهده می کند و به او می گوید " می خواهی بیام پشت ماشین راه برم؟" راننده لبخند می زند و اهمیتی نمی دهد.و سوار شد و حرکت کرد. حدود 200 متر جلوتر دستمال خشک شد و چسبندگی اش را از دست داد و افتاد.
نفر چهارم. یک پراید مشکی و یک راننده. در گوشه سمت چپ خیابان کنار بانک نگه داشت. نگاهی به اطراف انداخت و پارچه دستمال یزدی را از صندوق عقب اتومبیلش درآورد و روی پلاک انداخت و در حالیکه در صندوق عقب باز بود سوار شد و رفت. حدود 200 متر جلوتر پیاده شد. دستمال یزدی را برداشت و در صندوق عقب ماشین گذاشت و مجددا سوار شد و رفت.
نفر پنجم. یک سمند سفید با یک راننده. ابتدای خیابان سمت راست خودرو را متوقف کرد. پیاده شد. شلوارش را بالاتر کشید و پیراهنش را مرتب کرد. دستمال سفید و بزرگی را از صندوق عقب خودرو بیرون آورد آن را روی نیمی از پلاک قرار داد و صندوق عقب را بست. لبخندی زد و نگاهی به اطراف کرد و سوار شد و رفت.
نفر ششم. یک خوردو پراید با یک راننده و یک سرنشین. در سمت راست خیابان توقف کردند. راننده پیاده شد و در صندوق عقب را باز کرد. نگاهی به اطراف انداخت و سوار شد و مسیر خود را به سمت بالا (خیابان نواب) ادامه داد. لحظاتی بعد یک خودروی مگان پلیس رد شد.
نفر هفتم. یک خودوری وانت سفید با یک راننده. سمت چپ خیابان توقف کرد. پیاده شد. نگاهی به اطراف انداخت و سوار شد و رفت.
نفر هشتم. یک خودروی پراید سفید با یک راننده و یک سرنشین. راننده از خودرو پیاده شد. عدد 2 را روی رقم آخر سمت راست پلاک که 6 بود چسباند بی آنکه به اطراف نگاهی کند سوار شد و رفت. تا جایی که در دیدرس بود متوقف نشد.
ساعت ده شد و ما وارد محدود طرح زوج و فرد شدیم.
پایان مشاهده.
برچسب:
نویسنده: یاسین احمدپور