خرید بک لینک

جام جهانی فوتبال 2026 تقریبا تمام است. ایران باخت و مثل همه دوره های قبلی در مراحل اول مانند سایر تیم های آسیایی حذف شد. سه بازی دیدیم و خدا را شکر که بالاخره در یک جمعی که همه دنیا بودند ایرانی ها هم بودند و نه از تحریم به آن معنا خبری بود و نه جنگ و امثال آن. نامردی ها بود و این ذات اروپایی هاست. اروپایی ها در طول تاریخ هرجا توانستند نامردی کردند و بزرگانشان آنچه ما نامردی می دانیم مدال افتخار خود می دانند. هرچند نامردی هم نمی کردند بعید بود تیم ایران بتواند از این مرحله خیلی فاصله بگیرد. نهایتا انتظار یک بازی بیشتر داشتیم و بعد خداحافظی می کردیم.

چند نکته مهم هست که نباید از نظر دور داشت:

کشتی و چوگان را تبلیغ کنید تا دنیا باز هم به ما احترام بگذارد

1- همچنانکه گفته شد، باید خدا را شکر کرد که شکرگزاری پیش و پس از هر رزم از آیین های نیک و کهن ایرانیان است. همین که نام ایران در بین 40 و چند تیم از میان 198 گزینه بالقوه حضور داشت در حالیکه سلاطین فوتبالی مانند ایتالیا نبودند باید سپاسگزار خداوند بود و البته ممنون از همه کسانی که تلاش کردند به این مرحله برسد.

2- فوتبال بازی ایرانی ها نیست. هیچ وقت هم نبوده است. احتمالا بعدها حتی کمتر هم بشود روی آوردن مردمان به این بازی که هم زمان زیادی می برد که تمام بشود و هم بازی خشنی است. اکنون که دیگر خیلی از بحث های فوتبال به دعواهای اقتصادی و سیاسی هم گره خورده برای ورزش دوستان و ورزشکارانی که برای تفریح روزمره این فعالیت منظم را دنبال می کردند احتمالا هواداری آن دشوارتر هم بشود و همین الان هم می بینیم که هر بار در کشور بیشتر از پیشتر جمله "من دیگه خیلی وقته فوتبال رو دنبال نمی کنم." یا "دیگه فوتبال باشگاه های ایران را دنبال نمی کنم." شنیده می شود. آشکار است که بخشی از زمینه آن وقایعی است که در سالهای گذشته در کشور تجربه کردیم ولی به هر حال علاقه فوتبالی در کشور کمتر شده است. البته هر که به هر دلیل می تواند از صمیم قلب خوشحال بشود خوب است و بگذاریم باشد. اما برای حذف شدن زودهنگام در ورزشی که خاستگاهش ایران نبوده هرچند خیلی مد روز باشد عزاداری نکنیم.

3- در همین فاصله که روزنامه ها و وبسایت ها مشغول مبادله فحش ها و تحلیل های فحاشانه و گاهی فنی و کارشناسی نسبت به تیم فوتبال ایران و حذف آن یا واکاوی فرایند جام جهانی بودند کلی رخداد دیگر ورزشی در ایران یا جاهای دیگر دنیا انجام شد که ایرانی ها یا در آن حضور موثر داشتند یا مدال آوردند و حتی در والیبال نوجوانان قهرمان آسیا هم شدند یا در جودو بانوان چندین مدال گرانارزش گرفتند. این که در فوتبال که هیچ وقت نه سردمدار بودیم نه مدعی جایگاه خاصی بودیم اگر یک مرحله با شانس و اقبال بالا برویم خوشحال بشویم و ساعت 5 و نیم صبح آن گونه از یک گل آفساید جیغ و فعان شادی سربدهیم عالی است اما این سوی ماجرا، اینکه با شایستگی و البته احتمال شانس بهتر قهرمان و مدال بگیر بشویم آنهم در رشته هایی مانند رشته های رزمی، کشتی یا والیبال که هم صاحب عنوان هستیم و هم مدعی جهانی حتی خبردار هم نشویم کمی هم خنده دار است و هم راستش را بخواهید بودار.

4- دیگر قرنهاست که به این رویه خو گرفته ایم که داشته هایمان را رها کنیم و بی قدر بدانیم و آنچه از غرب می آید را زر بدانیم و ساخته های بزرگان را نهایتا مس بگیریم و در برخی از موارد حتی گل بگیریم. ورزش ایران در طول تاریخ با انواع کشتی، سوارکاری و چوگان و شطرنج و ورزش های رزمی شناخته شده است. بارها قهرمان کشتی جهان شدیم، چوگان در یونسکو به نام ایران ضرب شده و در دیگرانی مانند تکواندو و والیبال و وزنه برداری به‌روزا بارها قهرمان منطقه ای شده ایم. اما چندنفر به خیابان رفتیم که صلای شادی دردهیم؟ در تلویزیون دیده ام که بازیهای را البته بسیار کم خروش نشان می دهند و شبکه ورزش حتی مسابقات محلی سوارکاری یا کشتی را گاهی پخش می کند اما در این فقره باید گفت "کشش چو نبود از آن سو چه سود کوشیدن...". تا تهیهار قابل و پراشتیاقی نباشد به مرور تلویزیون هم به سمت او می رود کاو باشد زورمند. به قول شاعر: "یار آن تانم بدن کاو غالبست/ آن طرف افتم که غالب جاذبست...". چند نفر ایرانی می دانند در کشور لیگی ملی و منظم به نام چوگان داریم و میدان نقش جهان اصفهان اصلا برای این ورزش ساخته شده بود.

نمی شود نادیده گرفت که اسب در ایران گران است و چوگان بازی رزمی است که گران هم درمی آید. اما چرا گران است؟ غیر از آن است که دیگر کسی اسبی با نژاد ایرانی را به زحمت می تواند بشنود. اگر بازی ملی ما باشد اسب بیشتری پرورش داده می شود. اگر هم نشود خریداری هم عیبی نیست. مگر همه می توانند بروند در استادیوم آزادی فوتبال بازی کنند؟ اما حتی کسانی که پول تهیهن یک توپ استاندارد (قدیم ها در محلمان می گفتند توپ میکاسا یا چهل تکه!) را ندارند می توانند از تماشای بازی قهرمانانشان در آزادی لذت ببرند. می شود قهرمانان ثروتمند بازی کنند ما از تلویزیون تماشا کنیم و کلی ذوق کنیم و صبح و شب شادی کنیم.

این همان رویه است که بازرگانی و صنعت وابسته به طبیعت از جمله در کشت زعفران و پسته و قالی و خاویار ایران که در جهان یکم بود و بی یارا و رقیب به طمع رقابت با صنایع اروپایی مانند اتومبیل رها کردیم و اصلا نمی دانستیم چه هستند و فلسفه اش به ما نمی خورد و به قول معروف "گروه خونی مان با آن نمی خورد" و طبعا در آنها به جایی نرسیدیم و همه می دانند که نخواهیم رسید و اصلا برسیم که چه بشود. در سوی دیگر، در اینها که تجربه هزاران ساله داشتیم و زیر و زبر آن را مثل کف دست می شناختیم هم فرسنگها عقب افتادیم که دور و قافیه را به اروپایی های تازه به دوران اینها رسیده باختیم.

در جمع بندی، بگذاریم فوتبال بماند ولی در یک گوشه ذهن و جان این سرزمین برای آنهایی که می توانند یا دوست دارند که هر فعالیتی ممکن است طرفدارانی داشته باشد و به هر دلیلی که مردمان خوشحال بشوند به گونه ای که سحرگاه بتوانند برایش آنگونه فریاد بزنند خوب است. میدان اصلی مان را بگذاریم برای آن چیزهایی که بی رقیب یا دستکم کم رقیب هستیم و حتی اگر روزی در آنها قهرمان نشویم دیگران تعجب می کنند و تیتر می زنند که مدافعان سنتی این رشته نتوانستند قهرمان شوند یا از عنوان قهرمانی خود دفاع کنند. بگذارید برگردیم و عناوین قهرمانی مان را از دنیا پس بگیریم تا دیگران در جهان یادشان بیاید که باید به ما احترام بگذارند.

برچسب: نویسنده: یاسین احمدپور تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 2:30

صفحه بندی