در ادامه، هر آنچه باید درباره «خلق و هزار سودا ما و جنون و دشتی / کانجا ز بیکسیها خاکی به سر نباشد» بدانید به همراه مهمترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است.
در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.
رمز آشنای معنی هر خیرهسر نباشد / طبع سلیم فضل است ارث پدر نباشد
غفلت بهانهمشتاق خوابت فسانهمایل / بر دیده سخت ظلم است گر گوش کر نباشد
افشای راز الفت بر شرم واگذارید / نگشاید این گره را دستی که تر نباشد
بر آسمان رسیدیم راز درون ندیدیم / این حلقه شبهه دارد بیرون در نباشد
چین کدورتی هست بر جبههٔ نگینها / تحصیل نامداری بیدردسر نباشد
امروز قدر هرکس مقدار مال و جاه است / آدم نمیتوان گفت آنرا که خر نباشد (خر به معنای بزرگ، البته که ایهام دارد)
در یاد دامن او ماییم و دلتپیدن / مشت غبار ما را شغل دگر نباشد
نقد حباب تا کی در کیسهٔ توهم / آهی که ما نداریم گو در جگر نباشد
آن به که برق غیرت بنیاد ما بسوزد / آیینهایم و ما را تاب نظر نباشد
پیداست از ندامت عذر ضعیفی ما / شبنم چه وانماید گر چشم تر نباشد
گردانده گیر بیدل اوراق نسخهٔ وهم / فرصت بهار رنگست رنگ اینقدر نباشد
از جاودانه ترین اشعار بیدل دهلوی- گویی همین امروز گفته و نه چهار قرن پیش)

برچسب:
نویسنده: یاسین احمدپور